محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1179
تاريخ الطبرى ( فارسي )
* ( لأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَما أَمْلِكُ لَكَ من الله من شَيْءٍ رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَإِلَيْكَ أَنَبْنا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ 60 : 1 - 4 ) * [ 1 ] . » يعنى : شما كه ايمان داريد ، دشمنان من و دشمنان خودتان را دوستان مگيريد كه با ايشان طرح دوستى افكنيد ، در صورتى كه آنها به اين حق كه سوى شما آمده كفر مىورزند و پيغمبر را بيرون مىكنند و شما را نيز ، كه چرا به پروردگارتان ايمان آوردهايد . اگر براى جهاد در راه حق و طلب رضاى من بيرون شدهايد ( چنين مكنيد ) شما مودت ايشان را نهان مىداريد و من به آنچه نهان داشتهايد و آنچه عيان داشتهايد داناترم . و هر كه از شما چنين كند ميان راه گم كرده است اگر با شما برخورد كنند دشمنانتان باشند و دستها و زبانهايشان را به بدى سويتان بگشايند و دوست دارند كافر شويد . روز رستاخيز نه خويشاوندانتان و اولادتان هرگز سودتان ندهد خدا ميان شما فاصله پديد مىكند و خدا به اعمالى كه مىكنيد بيناست . ابراهيم و كسانى كه با وى بودند براى شما مقتدايى نكو بودند وقتى به قومشان گفتند ما از شما و بتانى كه سواى خدا مىپرستيد بيزاريم ، به شما كفر مىورزيم و هميشه ميان ما و شما عداوت و كينه توزى هست تا به خدا ، تنها ، ايمان بياريد ( و ميانشان مودتى نبود ) به جز گفتار ابراهيم با پدرش كه براى تو آمرزش خواهم خواست و در قبال خدا كارى برايت نتوانم كرد ، پروردگارا ! توكل به تو مىكنيم و سوى تو باز مىگرديم و سرانجام سوى تو است . ابن عباس گويد : پس از آن پيمبر راه سفر گرفت و ابو رهم كلثوم بن حصين غفارى را در مدينه جانشين كرد و اين به روز دهم رمضان بود . و پيمبر روزه داشت و مردم نيز روزه داشتند و چون به كديد ، ميان عسفان و اميم ، رسيد روزه بشكست آنگاه برفت تا در مر الظهران فرود آمد و ده هزار كس از مسلمانان همراه وى بود ، مردم سليم و مزينه آمده بودند و از هر قبيله تعدادى مسلمان آمده بود . همه مهاجر و انصار با پيمبر آمده بودند و هيچكس از آنها به جاى نمانده بود .
--> [ 1 ] ممتحنه : 1 تا 4